عاشقانه ها
  عاشقانه ها
این وبلاگ شامل مطالب ونوشته های یک عاشق که برای معشوق می نویسد و شاید این نوشته ها بتواند درس عبرت یا کم شدن غم یکی باشد.
پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
یادی از گذشته مون...(4)

سلام ای نو گل زندگیم امروز هم می خواهم واسه تو و دلم بنویسم. دلی که کلی داغونه... وقتی تو رو می بینم خوشحال میشم و حس میکنم دیگه تو این دنیا نیستم بلکه تو آسمونام خدایا این لحظات رویایی را از ما نگیر. خدایا     الهه ام رو از من نگیر... ای خدا تو این همه فرشته داری من تو این دنیا کسی رو ندارم فرشته منو از من نگیر. خدایا خیلی تو رو دوست دارن ولی من تو این دنیا فقط اونو دارم معبودم را از من نگیر. نمی دونی الهه ی من وقتی تو رو    می بینم اولش تو آسمونام ولی وقتی از پیشم میری گریه ام میگره. ای خدا چرا صدای منو نمی شنوی درسته سر تا پا گناهم ولی به خاطر این فرشته ات که اشتباهی فرستادی زمین یک بار هم شده صدایمو گوش کن ولی آخه چرا من؟ میدونم داری آزمایشم میکنی خدایا قول میدم دیگه باهات قهر نباشم فقط اونو به من برسون اون احساس قلبی منه.اون روح منه. کمکم کن تا کی گریه و سکوت, حس میکنم این بغضم تو گلوم گیر کرده, می دونی خدا فقط من اونو دارم. و فقط اونو پرستش میکنم فقط ما رو به هم برسون قول میدم تو این دو روز زندگی دیگه خطایی از من سر نزنه گرچند الانشم بنده مخلصت هستم. این آرزوی قلبمو بر آورده کن میدونم, تو هم عاشقا رو دوست داری آخه اگه عشق گناه بود؟ چرا ما رو عاشق هم کردی؟ چرا عشقو به وجود آوردی؟ این عشق ما پاکترین عشق زمینی هست نه این عشق ما یک عشق آسمونیه. خدایا اگه قراره یکی فنا شه بزار اون من باشم چون من طاقت ناراحتی عزیزم را ندارم.  الهه ی نازم هر چی می گذره نیمه گمشده ام را بیشتر در وجود تو حس میکنم. و تو زندگیم کسی جای تو رو تو قلبم نمی گیره من مواظب قلبت هستم که یک موقع از پیشم نره و به قلب خودم سپردم که همیشه تو رو دوست داشته باشه... تا ابد دوستم داری؟ خوب اینکه مسلمه دوستم داری.  بهم قول بده تنهام نمی زاری یادت باشه که قول دادی و من هم بهت قول میدم ای یگانه عشقم.                                                      پنج‌شنبه, 31 اردیبهشت, 1383 04:11:49 عصر


پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
یادی از گذشته مون...(3)

 الهه ی نازم امروز هم بدون تو سپری شد نمی دونم چرا این لحظات این جوری می گذره امروز هم انتظارت را داشتم. و بارها از کوچه تان گذر کردم ولی در این شهر نشانی از تو نمی یابم دلم برای نازنین ترینم خیلی تنگ شده و امروز هم دلتنگت بودم. ای خدا ای کاش ازش خبری میشد اون موقع راحت میشدم باور کن الان حس میکنم خیلی بیشتر از احساسم دوستت دارم. و هر چی بگم کم گفتم فقط یادت نره که خیلی دوستت دارم. خوب من منتظرت هستم. در میان گلها گلی قشنگتر از تو ندیدم. ای گل نازم ای محرم رازهایم خیلی دوستت دارم. و عاشقترین عاشق منم و خدا کنه در سپیده دم فردا ازت خبری بشه و گرنه من می میرم. دلت میاد منو تنها بزاری؟ نه می دونم تو دست خودت نیست و گرنه ازت خبری میشد ولی به هر حال ای کعبه عشقم من هنوز عاشقی خسته به شوق دیدارت هستم. خوب امشب نمی توانم زیاد برایت بنویسم چون اشکام سرازیر شدن. و می خوام گریه کنم به بخت و سرنوشت خودم. و برای تو دعا کنم هر جا باشی شاد باشی ای مهربان ترینم. و به قول شاعر بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود. و دلم برای نگاه چشمان خمارت تنگ شده انگار تمام دنیا علیه من بسیج شده و من تک وتنها یک طرف. الان که نیستی من واسه کی دیگه دردل کنم, غم وغصه هامو به کی بگم و این دردهای نفهته در دلم و بغض سکوتم پیش کی بشکنم...؟ سه‌شنبه, 12 خرداد, 1383

 

 


پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
یادی از گذشته مون...(2)

سلام ای نو گلم دیشب هم ای کعبه عشق طوافت کردم ولی چرا باید سرنوشت پلی باشد بین منو تو. باور کن هر وقت می بینمت خیلی افسوس می خورم که چرا زودتر از اینا عاشق هم نشدیم. اون موقع شاید شرایط بهتر از الان بود. میدونی فردایی ندارم اگه هم داشته باشم فردای بدون تو رو    نمی خوام. میدونی تو همه دنیا من هستی. باور کن وقتی از پیشت میرم دوباره غمگین میشم ومثل ابر بهاری می گریم ولی آخه تا کی باید انتظار نگاهت را برای همیشه داشته باشم الهی من قربون اسم قشنگت قلب مهربونت احساس لطیفت وعشق پاکت برم. زندگی از دستت دلگیرم چرا اول راه زندگیمون باید این جوری بشه عاشق هم باشیم ولی قدرتی نداشته باشیم.امشب همزمان با اشک چشمام باران می بارد.امشب گویا تو را دیدم در این شب بارانی در زیر چتر آسمان بودی یک لحظه فکر کردم خودتی! ولی بازم هم رویایی بیش نبود.امشب خیلی دلتنگت هستم کجایی ای مونس تنهایام دلم برایت تنگ شده به طنین صدای دل نوازت عادت کرده ام. امشب خیلی جای خالیت را حس میکنم می خوام بدونم من بیشتر دوستت دارم یا تو؟ چند ساعت است صدای قشنگت را نشینده ام دارم دیونه میشم. و این ثانیه ها چه دیر می گذرند, تا صبح چیزی نمانده انتظار تنها چاره ی من است. و به قول شاعر که میگه نشو عاشق که عشق داره گرفتاری, ولی من عاشق شده ام از اعماق وجودم. پرونده قلبم با عشق تو آغاز میشه و به عشق تو ختم میشه. به قول شاعر که میگه که غروب عاشقان رنگ طلایست ولی عشق من به تو غروبی نخواهد داشت و همیشه در طلوع است و هر روز آتش عشقم بهت بیشتر میشه. هر صبح که از خواب پا میشم, و روزی دیگر را آغاز میکنم عشقم بهت بیشتر از روز قبل میشه و همیشه حس میکنم تو زندگیم تو را کم دارم ای نازنین یارم. درسته زمونه بین من وتو مرز فاصله کشیده ولی باور کن با همه این فاصله ها که گرداب سرنوشت برایمان درست کرده خیالی نیست ومن عشقم بهت همیشه ایام سبز است و سبز خواهد ماند دلم برای نگاه نازت تنگ شده. تو سزاوارترین معشوقه قلبمی...                     شنبه, 09 خرداد, 1383


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت.... آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت....
متولد شهریور. نکته بین نه تا حد زیاد. عاشق از عشق گفتن. قرمز و مشکی نماد عشق از دیدگاه من. همیشه دوست دارم خودم باشم.
خلاصه یک عاشق دیونه هستم. همیشه هم رو حرف خودم هستم.حتی اگه به ضررم باشه.
شناسنامه کامل من...
مهر 1385
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
گنجینه دل


عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 81880

با پوزش چراغ ایدی همیشه روشنه